مقاله های معماری

مقاله های معماری

مقاله های معماری

مقاله های معماری

دانلود مقالات و پایان نامه های معماری

خوش آمدید
تبلیغات
اخبار:
نویسندگان
مقاله های معماری

معماری مردن---- معماری سنتی

یکی بالاخره حرف دل منو زد:

((کارشناس معماری و فضاهای شهری گفت: معماری سنتی  نباید قربانی مدرنیته شود و  هویت مسئلهای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

مجید ستوده فر اظهار داشت: معماری تنها به ساختن یک ساختمان خلاصه نمیشود بلکه معماری نشأت گرفته از تفکر است که باعث ایجاد معماری جذاب یک ساختمان میشود. بدون فکر کردن نمیتوان اثر معماری استاندارد و تاثیرگزار تولید کرد، معماری امروز ما نیز نمیتواند جدا از هویت باشد و این هویت در تمام اثر معماری باید جریان داشته باشد.

کارشناس معماری و فضاهای شهری در ادامه بیان داشت: در کلانشهرهای بناها هیچ نوعی سنخیتی با هویت ایرانی ندارند و این امر نشان دهنده عدم تأمل در معماری است.

وی تصریح کرد: در دوره جدید معماری مدرن جایگزین معماری سنتی شده اما تاریخ، معماری نباید قربانی مدرنیته شود و هویت مسئلهای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.

ستوده فر گفت: دید جدیدی به فضاهای عمومی شهر به وجود آمده است و ترکیببندی فضا و مکان نیازمند نگاه جدیدی است.

وی اضافه کرد: در طراحی فضاهای شهری مردم نیز باید سهیم باشند و باید دید نگرش  مردم از فضاهای عمومی به چه شکل است.

کارشناس معماری و فضاهای شهری با اشاره به اینکه باید  تفکر مردم از فضاهای عمومی را تخمین زد و دید مربوط به فرهنگ خاصی  یا تجربه عمومی است، اذعان داشت:  تعریف مردم از فضای عمومی مشخص شود و تفاوت آن با نگاه کارشناسان بررسی شود، تا چهار چوب مناسبی  برای ساخت فضا به کارشناسان داده شود.))


هویت فراموش شده در معماری ایران

گرچه صنعت ساختمان سازی در کشور در سالهای اخیر از رشد چشمگیری در ابعاد مختلف کمی و کیفی برخوردار و جلوه های بدیع و در عین حال منحصربفردی (مانند برج میلاد) را از صنعت ساختمان سازی داخلی به تصویرکشیده اما شاید وضعیت فعلی معماری ایرانی را بتوان مصداق ضرب المثل معروف «کلاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم از یاد برد» دانست، چرا که در بسیاری از موارد، طراحی و ساختمان سازی کنونی کشور را نه می توان تابعی از الگوهای غربی و شرقی با ویژگی های یک ساختمان مدرن و پیشرفته به شمار آورد و نه اثری از فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی را در آن جستجو نمود.

علت این مشکل را باید در عوامل گوناگون مانند ضعفهای نظارتی، ضعفهای آموزشی و فرهنگی، اهمال کاریهای برخی طراحان و پیمانکاران، اغماض نابجای گروهی از کارفرمایان، بومی نبودن مصالح و عدم تطبیق آن با شرایط ایران، عدم استفاده اصولی و صحیح از امکانات و مصالح جدید، منطبق نبودن طرحهای جدید با فرهنگ ایرانی و اسلامی و از زوایای مختلف مانند: شرایط اقتصادی، تحولات فرهنگی و تغییر سلایق عمومی و امثال آن مورد بررسی قرارداد، اما قطعاً برداشت نادرست از خلاقیت و نوآوری در طراحی ساختمانها را می توان به عنوان یکی از عوامل اصلی این نابسامانی ها و آشفتگی ها محسوب نمود، زیرا به نظر می رسد به رغم دانش جدید و تجارب ارزشمند موجود و قابل دسترس، برای بسیاری از طراحان و مهندسین این عرصه، از مفهوم نوآوری و خلاقیت، تنها ارائه یک طرح متفاوت از اهمیت برخوردار است، بدون آنکه سایر ضوابط و معیارهای علمی، عرفی و ارزشی مورد توجه قرار گیرد.

این در حالی است که در معماری ایرانی و اسلامی برخلاف معماری مدرن، نه تنها آداب و سنن ارزشی مانند: وضو گرفتن و دعا به هنگام کار، بلکه جلوه های هنری، بصری و معنوی نیز در طراحی و ساخت از اهمیت ویژه برخوردار بوده و به موازات آن، سایر عوامل و الزامات فعالیت در این عرصه از جمله: استفاده بهینه و کامل از فضای در اختیار، بومی بودن مصالح و تناسب آن با شرایط اقلیمی، حفظ یا جلوگیری از ورود سرما و گرما، جهت تابش نور خورشید و روشنایی مناسب و حتی موضوعاتی مانند: انعکاس صدا، مسیر بادو جریان هوا در داخل ساختمان یا قبله نیز بطور کاملا ماهرانه و منطقی مورد توجه قرار می گرفته است.

علاوه بر این در منازل قدیمی محل نگهداری مواد غذایی، آشپزخانه (مطبخ) و شبکه آب و فاضلاب و حتی محل احداث سرویس بهداشتی و یا مکانی مانند طویله برای چارپایان تابع، ضوابط خاصی بوده و در اکثر این اماکن اعم از شهری یا روستایی، نکات مذکور بقدری حسابشده و منطقی بکار گرفته شده که با توجه به نوع مصالح موجود و شرایط ساخت ابنیه در آن زمان، ضمن دسترسی آسان به بخشهای مختلف بیرونی و اندرونی ساختمان، بیشترین امنیت و آسایش و کمترین مزاحمت را از جهات مختلف از جمله: مکان یابی دقیق یا انجام اقداماتی مانند درختکاری مناسب برای اجتناب یا رفع اشرافیت ساختمانهای مجاور بمنظور محفوظ نگه داشتن اهل خانه از نگاههای نامحرم، برخورداری از چشم انداز مناسب، بکار بردن روشهای مناسب برای پیشگیری از انتشار بوهای نامطبوع در فضای داخلی خانه، جلو گیری از انتشار یا انعکاس مباحث خانوادگی به خارج از منازل یا حتی پیشگیری از نفوذ جانوران و حشرات موذی را برای ساکنین ایحاد می نموده است و درعین حال به رغم عدم برخورداری از تکنولوژی و مصالح جدید، با استفاده از تکنیکهای خاص مانند: طراحی سقفهای قوسی یا بکار بردن چوب های مقاوم و منعطف در پیکره دیواره ها، در مواجهه با حوادث طبیعی از استحکام بیشتری نسبت به برخی از ساختمان های جدید برخوردار بوده است.

دراین گونه اماکن معمولا از نمادهای فرهنگ ایرانی مانند: زیرزمین، آب انبار، حوض و آبنما و یا باغ و باغچه با کاربریهای مختلف، از چنان مهارت و ظرافتی استفاده شده است که حتی انسان شهرنشین را نیز به نوعی از تامین امکانات ضروری بی نیاز و از مواهب و جاذبه های طبیعی برخوردار می ساخته، به همین دلیل است که علی رغم گذشت سال ها از ساخت منازل قدیمی در تهران و شهرستان ها، اینگونه اماکن همچنان طراوت و شادابی خود را حفظ نموده و محیطی دلنشین و آرامش بخش را به ساکنین خود هدیه می دهند.

تفاوت معماری ایرانی اسلامی با معماری مدرن درحدی است که علی رغم ادعای دستیابی پژوهشگران این عرصه به فناوریهای نوین، بسیاری از ساختمانهای جدید بخصوص اماکن اداری (مانند ساختمان مجلس شورای اسلامی) معمولا دارای فضاهای متعدد غیر کاربردی (پرت)، تاریک، کسالت آور و غیر ضروری ناشی از طراحی های غیر اصولی بوده و در بسیاری از موارد هیچگونه ارتباط منطقی و سازگاری بین اجزاء و بخش های مختلف آن وجود ندارد و گاهی به هنگام بهره برداری در مواجهه با مسائلی مانند: ناهنجاریهای صوتی ناشی از انعکاس صدا، نور نامناسب و یا انتشار بوهای نامطبوع فاضلاب، موتورخانه شوفاژ و یا بوی پخت و پز مواد غذایی در فضای ساختمان و لرزش ناشی از تردد خودرو به داخل پارکینگ ساختمان یا لرزش و صدای مربوط به دستگاههایی مانند موتور برق اضطراری یا موتورخانه شوفاژ، انجام برخی تغییرات بعدی در نقشه اجرا شده را اجتناب ناپذیر می نماید.

علاوه بر این، بسیاری از ساختمانهای جدید ایرانی با وجود استفاده از مصالح نوین، مرغوب و مطمئن و بکار بردن ضوابط جدیدی مانند: اصول پدافند غیر عامل و مقابله با زلزله یا ضوابط مبحث سیزده، از نظر استحکام فاقد شرایط لازم بوده و نه تنها درمقایسه با ساختمانهای احداث شده درکشورهای پیشرفته که بعد از صد سال عمر، برای تخریب آنها از قدرت کمپرسور و دینامیت استفاده می شود، بلکه حتی در قیاس با برخی از ساختمانهای قدیمی ایرانی نیز، از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند.

چرا که در بسیاری از این ساختمانها (مانند ساختمان اجلاس سران کشورهای اسلامی)، قبل از رسیدن مدت ساخت به ۳۰سال، فرایند فرسایشی و تخریبی به خودی خود آغاز می گردد، بگونه ای که تعمیرات و نوسازی مستمر را اجتناب ناپذیر می نماید.

هم اینک دست اندرکاران این عرصه درکشور مدعی آن هستند که تمام تلاش خود را برای استفاده بهینه از فناوریهای نوین درساختمان سازی بکار می برند، اما درعمل ملاحظه می شود که این تلاشها بخشی و ناقص بوده و علی رغم وابستگی و ضرورت کاربرد و یکپارچه تجهیزات جدید در ساختمانهای مدرن، معمولا بهره برداری از این فناوریها محدود و معطوف به امکانات و نکات خاص می گردد.

به عنوان مثال: استفاده از پنجره دو جداره و مسدود نمودن درزهای دربها و پنجره ها در منازل مورد توجه قرار می گیرد، اما استفاده از سیستم تهویه مطبوع به فراموشی سپرده می شود، سیستم دربازکن تصویری نصب می شود، اما برای همراه شدن با تغییرات مستمر شبکه های نوین ارتباطی مانند اینترنت، طرح آینده نگرانه ای وجود ندارد، نصب شومینه یا احداث آشپزخانه OPEN مورد تأکید قرار می گیرد، اما به ضرورت آفتابگیر بودن و برخورداری از نور طبیعی توجه کافی نمی شود، از مصالح و تجهیزات جدید بهره می برند، اما به آثار روانی و تناسب رنگ آنها با مکان مورد استفاده نمی اندیشند، به نمای ساختمان با وسواس فراوان پرداخته می شود، اما برای فرار از خطرات در مواقع اضطراری، طراحی مناسب صورت نمی پذیرد، به طراحی با اشکال هندسی متفاوت همت می گمارند، اما برای رفع پیچیدگی فضاهای بی روح، زائد، کج و معوج و غیرقابل استفاده ناشی از این طراحیها که اسباب آزردگی روح و روان را فراهم و امکان بهره بردن کافی از نور طبیعی را ناممکن و یا حتی استفاده از فرش و چیدمان وسایل منزل را با مشکل مواجه می سازد، فکری نمی شود، از مصالح سبک مانند یونولیت در سقفها و دیوارها استفاده می شود، اما حتی اصول اولیه استفاده از این امکانات، از جمله لزوم عدم اتصال آنها در فضای بین دو اتاق، نادیده انگاشته می شود، سونا و جکوزی و تجهیزات جدید برودتی و حرارتی در آنها تعبیه می شود، اما کافیست در تابستان یا زمستان برای مدت کوتاهی برق آنها قطع شود، تا مشکل متعدد آنها نمایان گردد و همه این موارد تنها بخشی از دهها مشکل قابل ذکر در این زمینه است.

به این ترتیب نه تنها صنعت ساخت و ساز کشور بطور نسبی از یافته ها و دستاوردهای مدرن و استاندارد ساختمان سازی محروم شده است، بلکه تقریبا بطور کامل تمام هویت و داشته های ارزشمند تجربی و تاریخی خود را نیز از دست داده است و همه این موارد در سایه کم توجهی دستگاههای ذیربط از دانشگاهها که مبداء فرهنگ سازی و آموزش محسوب می شوند تا دستگاههای مدیریتی، طراحی، مشاوره ای، پیمانکاری و نظارتی که متولی این بخش از توسعه کشور می باشند، رخ داده است.

حال سؤال این است که چه باید کرد؟
۱) به نظر می رسد که دانشگاهها و بخصوص دانشکده های فنی مهندسی یا نهادهایی مانند سازمان نظام مهندسی و انجمن مهندسین ایران و امثال آن می توانند به عنوان نقطه شروع آموزش و فرهنگ سازی بیشترین نقش را در رفع این نابسامانیها برعهده داشته باشند.

۲) توسعه پژوهش، تحقیق و مطالعه در مورد اصول، ضوابط و ویژگیهای منحصر بفرد معماری ایرانی اسلامی و یا حتی اجرای برنامه هایی مانند برگزاری مسابقات طراحی الگوهای بومی انواع ساختمانها، باغها، پارکها (بوستان) و سایر ابنیه با ویژگیهای معماری ایرانی اسلامی با رعایت ظواهر و محتوای کار یا فراخوان مقاله در این رابطه می تواند، تأثیر قابل ملاحظه ای در احیاء ارزشها، سنن و الگوهای مترقی معماری این مرز و بوم داشته باشد.

۳) اعمال کامل و دقیق و مقررات و توسعه و تقویت نظارتها در این زمینه و بخصوص نظارت بر کار ناظران، موضوع دیگری است که باید مورد توجه موکد و جدی قرارگیرد.

۴) تسریع در تهیه شناسنامه فنی ساختمانها همراه با درج نام عوامل اصلی ساخت و ساز از جمله، طراح، مشاور، ناظر فنی، معمار، مسئولین نصب و ساخت بخشهای مختلف مانند: تأسیسات، سیستم برودتی و حرارتی، روشنایی و اسکلت ساز برای فراهم نمودن امکان پیگیری اتفاقات و خسارتهای ناشی از سهل انگاریها عوامل مذکور، از طریق مراجع قضایی، اقدام دیگری است که می تواند، بطور غیرمستقیم بخش عمده ای از الزامات افزایش کیفیت کارها را فراهم سازد.

۵) قطعا یکپارچه سازی مراجع سیاستگذاری و بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات نیز، نقش اساسی در بهبود این وضعیت خواهد داشت.

در هر حال باید هنر ما این باشد که با بکارگیری استعدادهای موجود و استفاده از فناوری نوین، دانش و داشته های تجربی و تاریخی ایران اسلامی را با نیازهای جدید جامعه تطبیق داده و کامل نموده و به معیاری فراگیر و جهانی برای دیگران تبدیل نماییم، نه اینکه با تقلید کورکورانه و ترکیب نادرست و غیرمنطقی دستاوردهای جدید با تجارب داخلی، زمینه های نابودی این علوم ارزشمند و بومی را فراهم نماییم



 معماری چیست

معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود

 

است. شخصی که یک کار معماری انجام میدهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه 

 

میکند . . . روحی که سبک نمیشناسد، تکنیک نمیشناسد، متد نمیشناسد و تنها 

 

منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر

 

قابل سنجش میباشد.” 

 

معماری شامل تمامی محیط فیزیكی است كه بشر را احاطه می‌كند و تا زمانی كه عنصری از اجتماع متمدن هستیم نمی‌توانیم از حیطه آن خارج بشویم زیرا معماری عبارت از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی است كه هماهنگ با احتیاجات بشر بر سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست‌نخورده از آن مستثنی هستند انسان تحت تسلط معماری به جهان چشم می‌گشاید و به خاك سپرده می‌شود

 


تاریخچه آمایش سرزمین در جهان و ایران

تاریخچه آمایش سرزمین در جهان نخستین بارقه های توجه به آمایش سرزمین در فرانسه که در چارچوب برنامه های متمرکز توسعه ای قدم برمی داشت ظهور یافت. ژنرال دوگل معمار فرانسه نوین در سال ۱۹۶۱ آمایش سرزمین را «تجدید ساختار چهره فرانسه» نامید. آنچه دوگل گفت به دور از نظر سردمداران اولیه ایده آمایش سرزمین مانند کلودیوس پتی وزیر بازسازی و شهرسازی وقت فرانسه که در سال ۱۹۵۰ برای نخستین بار در دولت فرانسه این موضوع را مطرح کرد، نبود. آنها آمایش را «هنر یا فن (ونه علم!) جای دادن با نظم و ترتیب و همراه با آینده نگری انسانها و فعالیت ها، زیرساخت ها و وسایل ارتباطی درخدمت انسانها در فضای کشور با درنظر گرفتن الزامهای طبیعی، انسانی واقتصادی و حتی سوق الجیشی» تعریف کردند. البته آمایش سرزمین را نمی توان موضوع تازه ای دانست زیرا سرزمین چون کانون فعالیت و سکونت انسان است همواره در معرض نوعی دخالت، عمران و آمایش بوده است. آنچه نوآوری است تغییر هدفمند و برنامه ریزی شده سرزمین و روش های تهیه و اجرای اینگونه برنامه هاست. فرانسه از شمار معدود کشورهایی است که طی نیم قرن گذشته برنامه ریزی مدون آمایش سرزمین داشته و دستگاه های مشخصی را برای تهیه و اجرای برنامه هایی از این دست برپا کرده است. فکر برنامه ریزی آمایش سرزمین در فرانسه در سال ۱۹۴۷ با انتشار کتابی به نام «پاریس و بیابان فرانسه» توسط شخصی به نام ژان فرانسوا گراویه پدیدار شد. از آن تاریخ به بعد تا سال ۱۹۷۵ این شیوه برنامه ریزی در فرانسه دوران موفق و به قول فرانسویان دوران سی ساله «شکوهمندی» را پشت سرگذاشت. اما در دهه ۹۰-۱۹۸۰ در فرانسه شاهد افول آمایش سرزمین هستیم. از سر گرفته شدن آمایش سرزمین در این کشور از اوایل دهه ۱۹۹۰ به بعد است. برنامه های آمایش سرزمین در ایران بسیار متأثر از راه و روش فرانسوی است. زیرا در طرح آمایش سرزمینی که پیش ازانقلاب بنا به سفارش سازمان برنامه و بودجه وقت توسط مشاوران «ستیران» تهیه شد، و نتیجه نهایی مرحله دوم آن در سال ۱۳۵۶ انتشار یافت، کارشناسان فرانسوی هم شرکت داشتند. در روش شناسی طرح مذکور آشکارا جای پای تجربه سالهای اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ فرانسه- طرح فراگیر آمایش فرانسه معروف به سزام به چشم می خورد. مطالعاتی هم که بعد از انقلاب در زمینه آمایش سرزمین در ایران انجام گرفته تا حدی متأثر از طرح «ستیران» است.
آمایش در ایران به نوعی می توان گفت که توجه به برنامه ریزی منطقه ای در ایران همزمان با شروع آن در فرانسه و بعد از جنگ جهانی دوم و تقریباً با اهدافی مشابه آغاز شد. البته اندیشه لزوم تهیه برنامه عمرانی و توسعه اقتصادی و اجتماعی قبل از آغاز جنگ جهانی احساس شد. از آغاز تأسیس شورای عالی اقتصاد، یکی از وظایف اساسی این شورا، بررسی و طرح نقشه های اقتصادی و ارائه طریق در اجرای آنها بود و این شورا کمیسیون ویژه ای را به وجود آورد که پیشنهادهایی را درباره اصلاح وضع کشاورزی و مسأله مهاجرت مطرح و تنظیم کرد. این روند در برنامه های عمرانی سال های پیش از انقلاب به اشکال و انحای مختلف پی گرفته شد تا پیروزی انقلاب.
پس از انقلاب اسلامی در سالهای اول تا سال ۱۳۶۱ تحول چندانی در برنامه ریزی منطقه ای ایران پدید نیامد و بیشتر تلاش ها در جهت سازماندهی مجدد سازمان های برنامه و بودجه استان ها و معاونت امور مناطق بود. این وضعیت تحت تأثیر شرایط فوق العاده کشور در دفاع مقدس به وجود آمد. پس از پایان جنگ و در برنامه اول توسعه توجه به بازسازی مناطق اساس کار قرار گرفت. اما توجه خاصی به مبحث آمایش سرزمین صورت نگرفت. این غفلت در برنامه دوم توسعه پس از انقلاب نیز ادامه یافت. اما با آغاز برنامه سوم توسعه سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق به این نتیجه رسید که باید تغییر نگرشی در برنامه های توسعه صورت بگیرد.
بنابراین حوزه های فرابخشی تعریف شد و یکی از این حوزه ها بحث آمایش سرزمین بود. رسیدن به چنین غایتی محصول این فکر بود که نمی شود برنامه های توسعه را بدون دید سرزمینی پیش برد. در این راستا یک فصل از برنامه به نام توسعه و توازن منطقه ای سکه خورد. ازاینجا بحث نظام درآمد - هزینه استانی باب شد و مقرر گردید یکسری از وظایفی که دولت به عهده دارد به استان ها واگذار کند تا زمینه ساز کاهش تمرکز از مرکز به سمت مناطق باشد. در این اثنا بود که «نظریه پایه توسعه ملی» یا «دیدگاه بلندمدت توسعه کشور» از منظر آمایش سرزمین تبیین شد. پیگیری این خط نهایتاً مسئولان را بر آن داشت که مرکزی را تأسیس کنند تا به طور اختصاصی مسئول بحث آمایش سرزمین باشد. این مرکز به عنوان بخشی از مجموعه سازمان مدیریت با اسم مرکز ملی آمایش سرزمین راه اندازی شد. اکنون از فعالیت های این مرکز تهیه سند ملی آمایش سرزمین برای برنامه پنجم توسعه است. همچنین در این مرکز فعالیت های منطقه ای و برنامه ریزی آمایش سرزمین انجام می شود که چگونه برای سرزمین برنامه ریزی شودتا بتوان استفاده مطلوبی از امکانات به عمل آورد. در حال حاضر برای تمامی استان ها چارچوب تهیه برنامه های آمایش فراهم شده و در عین حال روی طرح های آمایش منطقه ای نیز برنامه ریزی هایی صورت می گیرد. همچنین طرح های توسعه محورهای جنوب، شرق و غرب کشور در دست بررسی است. در حال حاضر مطالعاتی در حال انجام است تا جایگاه ایران در دنیا از نظر موقعیت اقتصادی، ژئوپلتیک و ارتباطات در این چارچوب مشخص شود. از این نظر می توان گفت: سند ملی آمایش سرزمین خود یک برنامه است و چگونگی رعایت عدالت سرزمینی و ایجاد تعادل های منطقه ای را مدنظر دارد و توجه آن صرفاً بر چهار محور کلان برنامه متمرکز نیست بلکه توزیع فعالیت ها، نیروی انسانی و جمعیت را مدنظر دارد.
تا اواسط دهه پنجاه شمسي ، تهيه طرح هاي كالبدي برای هدايت روند توسعه مراكز جمعيتي، در قالب طرح هاي جامع شهري، تنها جريان شناخته شده و سازمان يافته اي بود كه در عرصه مقولات برنامه ريزي و مديريت سرزميني فعاليت داشت. در آن هنگام يعني حدود سي سال پيش در كنار اين جريان، تجربه جديدي در محيط برنامه ريزي كشور، تحت عنوان آمايش سرزمين آغاز شد. اين تجربه با تعيين اهداف بلند مدت كشور، خطوط كلي توزيع جمعيت و فعاليت، يا به عبارت ديگر، الگوي كلان اسكان جمعيت و ساختار فضايي كلي اقتصاد را در تعامل با يكديگر طراحي و از تعمیم آن به تصوير مرحله سازمان يافتگي توسعه فضايي يا چشم انداز بلند مدت آمايش سرزمين دست يافت. بعد از آن در چارچوب اين چشم انداز، نقش و وظايف اصلي و جهت گيري هاي راهبردي توسعه شهرهاي عمده را پيشنهاد كرد. اين تجربه بالقوه مي توانست تبديل به جريان جديدي در عرصه مديريت سرزمين شود و اميد مي رفت در تعامل و پيوند با تجربه قبلي، چارچوب ها و بسترهاي مناسب تري را براي توسعه شهري و منطقه اي فراهم سازد.
ماهيت دو گانه آمايش از نخستين مراحل پيدايش، جايگاه تشكيلاتي آن را با ابهام و ترديد روبه رو كرد. همچنانکه از نظر امكان برقراري ارتباط متقابل با سياست هاي اقتصادي كشور، به حوزه وظایف دستگاه مسئول تهيه برنامه هاي اقتصادي، يعني سازمان برنامه و بودجه نزديك مي شد، به ویژه آن كه تلقي اصلي از فلسفه وجودي آن، بهره وري بهينه از امكانات و منابع سرزمين در فرآيند توسعه اقتصادي و اجتماعي بود. در مقابل از آنجا كه نتايج بررسي ها و جهت گيريهای آن می بایست بر روند تهيه طرح هاي كالبدي تاثير ميگذاشت، در حوزه وظايف دستگاه مسئول تهيه طرح هاي جامع، يعني وزارت مسكن و شهر سازي قرار مي گرفت.
كمي بعد از پيدايش اين جريان جديد، برنامه ريزي كالبدي – فيزيكي نيزتلاش كرد تا حوزه عمل خود را از محدوده شهرها به تمامي سرزمين وسعت بخشد، چون همان طوري كه برنامه ريزان اقتصادي ناگزير از انتخاب هاي جغرافيايي، فيزيكي و مكاني براي هدايت سرمايه گذاري ها بودند، مرجع مسئوول مديريت توسعه شهري نيز نمي توانست بدون برخورداري از يك نگرش كلان در سر تا سر سرزمين، به رتق و فتق فرآيند توسعه شهر ها بپردازد. از اين مرحله چالش بين دو تفكر و دو ديدگاه براي مديريت توسعه در سرزمين آغاز شد. جريان اول با استناد به مصوبه قانوني، بررسي قابليت توسعه پذيري مراكز جمعيتي، از نقطه نظر برخورداري از امكانات فيزيكي – كالبدي مورد نياز اسكان جمعيت ، تعيين نحوه كاربري اراضي و تدوين مقررات ساخت و ساز براي كاربري زمين را هدف قرار داد. جریان دوم یعنی آمايشگران نيز با اتكا بر منطق تكيه بر سياست هاي توزيع جمعيت و فعاليت در سرزمين، راهبردهاي اساسي توسعه اقتصادي و اجتماعي، نحوه بهره برداري از قابليت ها و امكانات سرزمين ، نقش و جايگاه هر منطقه در توسعه ملي و عملكرد مراكز اصلي جمعيتي را به عنوان پايگاه هاي محرك رشد و توسعه، موضوع كار خود قرار دادند. در آن دوران، آمايش نه فقط از پشتوانه قانوني مطمئني برخوردار نبود، بلكه درون دستگاه برنامه ريزي با برنامه ريزان اقتصادي نیز دچار چالش بود.
تقابل بعد از ۱۵ سال سرانجام در سال ۱۳۷۱ با حكميت شوراي عالي اداري تا حدي حل و فصل شد. آمايش به معناي تعيين استراتژي توزيع فضايي جمعيت و فعاليت در سرزمين، وظيفه سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور (سازمان برنامه و بودجه وقت ) تعيين شدتا با همكاري دستگاه هاي ذي ربط آن را تهيه و به تصويب هيئت وزيران برساند. در اين مصوبه بر تداوم تهيه طرح هاي كالبدي ملي و منطقه اي كه از وظايف و فعاليت هاي قانوني وزارت مسكن و شهر سازي بود، تاكيد گرديد. مصوبه آمايش سرزمين در آبان ماه ۱۳۸۳ تصويب شد. در این مصوبه آمايش به منزلت و جایگاه برتري در نظام تصميم گيري دست يافت . به عبارت ديگرسي سال بعد از پيدايش آمايش در دستگاه برنامه ريزي، قانون برنامه چهارم، زمينه همزيستي و همكاري برنامه ريزان اقتصادي و آمايش را فراهم آورد. اين در شرايطي است كه هنوز ابهامات مربوط به حوزه هاي نظري و مقولات روش شناسي تداوم تقابل هاي دو گانه ذكر شده را محتمل نشان مي دهد.
منابع : دکتر فریدون وردی نژاد و حسین کریمی آشتیانی ـ مدیریت شهری



مقدمه آمایش سرزمین

آمایش سرزمین

ژان پل لاکاز می گوید: «منظور از آمایش سرزمین، رسیدن به مطلوب ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در پهنه سرزمین است» امری که در برنامه های توسعه ایران تاکنون به طور جدی به آن پرداخته نشده و یا لااقل نمودهای خود را نشان نداده است. در این مجال به «آمایش سرزمین» به مثابه یک ضرورت پرداخته شده است. ۸۹/۸ درصد از جمعیت کشور در ۴۵ درصد از وسعت جغرافیایی ایران سکنا گزیده اند و ۱۰/۲ درصد باقی مانده آن در ۵۵ درصد از پهنه سرزمین زندگی می کنند ، ۸۷ درصد از شاغلین ایران در نیمه غربی ـ شمالی و ۱۳ درصد مابقی در نیمه شرقی ـ جنوبی فعالند، ۸۸/۶ درصد از بزرگراه های کشور در نیمه غربی ـ شمالی و تنها ۱۱/۴ درصد در نیمه شرقی ـ جنوبی کشیده شده است ، برق رسانی ۶۸/۷ درصد در نیمه غربی ـ شمالی و ۳۱/۳ درصد در نیمه شرقی ـ جنوبی صورت گرفته است و ... بر این دامنه می توان آمارهای بسیار دیگری افزود که همه نشان از عدم تعادل در توسعه منطقه ای دارد و ضرورت توسعه متوازن و نگاه آمایشی به پهنه سرزمین را صدچندان می کند. نمی شود برنامه توسعه ای را بدون دید سرزمینی پیش برد. درواقع آمایش سرزمین بازتاب سرزمینی توسعه بلندمدت کشور است. نگرش آمایشی به ما کمک می کند تا بتوانیم از وسعت و پهنای سرزمین در راستای توسعه بلندمدت بهره برداری کنیم. می توان این را به گونه دیگری نیز تعبیر کرد و گفت آمایش سرزمین یعنی دیدگاه راهبردی حاکمیت بر پهنه سرزمین.
بنابراین هر نوع نظامی، نگاه آمایشی متفاوتی می تواند داشته باشد. چنان که هر دوره ای از توسعه می تواند نگاه متفاوتی به سرزمین داشته باشد. اگر استراتژی، «توسعه صنعتی» باشد نگاه آمایشی «تصرف» سرزمین و پخش کردن فعالیت در گستره جغرافیایی است ولی اگر چنانچه استراتژی به «پسا صنعتی» شدن نظر داشته باشد، در نگاه آمایشی پایداری محیط زیست و بازگشت به طبیعت اهمیت خواهد یافت. بنابراین هر مرحله از توسعه و هر مرحله از فعالیت حکومتی، نگاه سرزمینی خود را خواهد داشت. نمی شود نسخه سرزمینی یک حاکمیت را در حاکمیت دیگر پیش برد. در نتیجه بعد از انقلاب نگاه سرزمینی جمهوری اسلامی می توانست متفاوت از نگاه سرزمینی قبل از انقلاب باشد که شد، مثلاً علی رغم موقعیت ممتاز جغرافیایی سواحل جنوبی کشور به ویژه سواحل دریای عمان، میزان سرمایه گذاری های انجام شده از جنبه های خدماتی، زیربنایی و صنعتی در این منطقه بسیار نازل بوده و در نتیجه این منطقه از کم تراکم ترین مناطق کشور از نظر جمعیت و فاقد نقطه جمعیتی مهم است. این مسأله گویای عدم توسعه شبکه زیربنایی به سمت نقطه های مختلف سرزمین است که در کوتاه مدت مزیت های اقتصادی و در درازمدت قابلیت های «امنیتی» سرزمین را دچار بحران و اخلال می سازد. لذا ضرورت و لزوم توجه به آمایش سرزمین برای حفظ و بقای کشور اجتناب ناپذیر است.

...

 


 معرفی باغ

اصطلاح باغ معادل واژه Garden انگليسي است. اعراب اصطلاح بوستان را كه در اصل فارسي است به عاريت گرفته و به كاخهاي باغ مانند اطلاق كرده اند. در فرانسه Pardis در زبان يوناني Paradeisos و در زبان انگليسي Paradise نيز خوانده مي شود.

مرحوم دهخدا درباره واژه پرديس مي نويسد : « لغتي مأخوذ از زبان مادي پارادئذا به معني باغ و بوستان است و از همين لغت است پاليز فارسي و فردوس معرب»

دیگر واژه به‌کار رفته در زبان‌های ایرانی برای این نوع فضای سرسبز و دلانگيز باغ است، صورت فارسی میانه کلمه همان باغ و احتمالاً صورت فارسی باستان آن باگَ بوده‌است به معنی بخش یا تقسیم یا قطعه زمین زیر کشت. باغ، واژه ای فارسی است که در پهلوی و سغدی نیز به همین شکل بکار برده می شده؛ برخي باغ را کلمه ای مشترك در  زبان فارسي و تازي ميدانند.

تنها همه از ريشه باستاني bag (بخش كردن) هستند كه مصدر بُختن در فارسي ميانه و بخشيدن در فارسي نو به معني بخش كردن آمده است.

ايرانيها از قديم الايام به ساختن باغ ها و باغچه ها در حياط و دور بر بناها علاقه داشته اند شايد خاطره ميهن و خاستگاه قوم آريا منشاء اين علاقه باشد. آنها باغچه هايي را كه در اطرف بنا مي ساختند «په اره دئسه» مي ناميدند. كه به معناي پيرامون دژ (ديس ) بود. ديس يعني بنا و كسي كه «ديس » مي ساخت « ديسا » مي خواندند.

گونه شناسي باغ ايراني

در مطالعات باغهاي تاريخي ايراني مي توان آنها را از ديدگاهها و مسائلي از قبيل موقعيت، مالکيت يا بستر و ... دسته بندي نمود.

. باغ از نظر مالكيت:

1-  باغ محصول نظام سرمايه داري و فئوداليه است هر كجا باغي احداث شده با نام حاكم، سلطان و پادشاه و مالكي عجين است كه براي تشريفات و برگزاري مراسم شاهانه و اشرافي احداث گشته بعضي از باغها براي استفاده عموم هم بنا مي شده اند اما انگشت شمارند.

-   باغهاي سلطنتي: شايد اولين دسته و گونه از باغ كه بدست آدمي ساخته شد باغهاي سلطنتي باشند. اين باغها از نظر فضاهاي خدماتي نظير اصطبل، حمام و ساير مايحتاج تكميل بوده اند.

-    باغهاي خصوصي: مخصوص اشراف و سرمايه داران بوده كه در درون آنها علاوه بر كوشك و عمارت صاحب باغ، فضاهاي خدماتي هم وجود داشته است.

-    باغهاي عمومي: باغهايي كه جهت استفاده عموم ساخته نشده بودند بلكه در كنار كار كرد و هدف اصلي، امكان استفاده عموم نيز وجود داشته است اين گونه باغها توسط حكام در ميان شهرها احداث مي شوند گرچه كمتر باغي است كه حكام براي تفرج مردم ساخته باشند اما در دوران صفوي تعداد زيادي از اين فضاها گزارش شده نظير چهار باغ (خيابان چهار باغ امروزي اصفهان) كه مردم براي گردش و تفريح در آن قدم مي زدند و حتي در وقت معيني از ميوه باغهاي پيراموني خيابان كه مخصوص شاه و شاهزادگان و بزرگان شهر بوده اند، مردم عادي نيز استفاده مي كرده اند.

2. باغ از نظر كاربري:

-    باغ معابد ها: معبد يا فضائي مقدس در آن واقع شده (باغهاي سومري).

-   باغهاي حكومتي: مخصوص حكام بوده اين دسته از باغها كليه باغهاي ايراني را در بر مي گيرند و معمولاً مقر حكومتي  بوده و اتفاقات و معاهدات سياسي در اين باغها صورت مي پذيرفته است. باغ و كاخ صاحبقرانيه، كاخ و باغ گلستان، باغ سعد آباد و ... .

-    باغ مقبره ها: امروزه در اكثر شهرها قبرستان شهر به نام خاصي خوانده مي شود. بهشت زهرا، بهشت رضا، باغ رضوان، خلد برين، دار السلام و ... .

اما تعدادي از باغها هم به خاطر شخص خاصي ساخته شده اند باغ قدمگاه نيشابور، مجموعه شاه نعمت ا... ولي ماهان، باغ تاج محل در شهرآگرا هندوستان و ... .

-    باغهاي تفرجگاهي : گرچه در ابتداي امر باغ به جهت تفرج و تفريح ساخته شده است اما جهت تفرج عموم اين نمونه باغ در اوايل دوره پهلوي مرسوم مي شود گرچه در دوره صفويه باغ هايي جهت تفرج مردم عادي احداث شده بود اما مالكيت اين نوع باغها مربوط به سلطان بود و يا مالك خصوصي نظير درباريان و شاهزادگان داشتند اما در دوره پهلوي و به جهت تجدد خواهي، پارك سازي به سبک اروپائي در ايران تداوم يافت. پارك نياوران از جمله اولين پاركها (باغهاي) عمومي در شهر تهران مي باشد در دوره پهلوي پاركهاي ديگري در تهران و اكثر شهرهاي كشور ساخته شد.

-   خانه باغ ها: در ادوار مختلف اكثر سرمايه داران و اشراف در كنار خانه و كاشانه خود در حياط و زمين وسيع، دست به احداث و طراحي باغ در خانه خود مي زدند. مستند ترين اين گونه باغهاي تلفيق با خانه ( خانه باغ) را در شهر كرمان و اكثر شهرها نظير طبس، بيرجند، شيراز و اصفهان مي بينيم. امروزه باغهاي واقع در شرق و شمال شرقي كرمان كه در واقع منازل مسكوني باغ مانند هستند فراوانند كه متاسفانه رو به زوال و نابوديند. نارنجستان قوام در شيراز نيز از جمله اين خانه باغها محسوب مي شود. در کرمان خانه سروشيان و خانه باغ هاي خيابان زريسف در کرمان.

3 . باغ از نظر موقعيت:

به طور كلي موقعيت قرار گيري باغها در دو مكان يا داخل شهر و يا خارج شهر مي باشند باغهائي نظير شاهزاده ماهان، فتح آباد (بيگلر بيگي کرمان)، هزار جريب اصفهان در خارج از شهر احداث شده اند اما باغهائي مثل چهل ستون اصفهان، هشت بهشت، باغ ها ي داخل شهر شيراز از جمله باغهاي شهري محسوب مي شوند.

4. باغ از نظر بستر و شيب زمين:

از نظر قرار گيري در توپوگرافي خاص زمين، باغهاي ايراني در سه وضعيت :

-    زمينهاي داراي شيب ملايم، كه اكثر قريب به اتفاق باغ ها در اين دسته قرار دارند.

-  قرار گيري باغ در شيب تند، كه جهت احداث آنها با ايجاد تراسهائي در دامنه شيب دار بستر، باغ را آماده و مهيا مي نمايند. اين نمونه باغ سازي بسيار كم و منحصر به فرد مي باشد. باغ شاهزاده ماهان، باغ تخت شيراز، فتح آباد تبريز و باغ تاج آباد نطنز از اين گونه باغ مي باشند.

-    باغهاي احداث شده در نقاط عارضه دار طبيعي: اين باغها در جاهائي طراحي شده اند كه شكل طبيعي زمين و عوارض آن تا حدي حفظ شده است باغ عباس آباد بهشهر در زمان صفويه نمونه شاخص اين باغهاست. باغ ايل گلي تبريز نمونه اي ديگر از باغهاي احداث شده در شيب تند است كه درختكاري آن بر صفه هاي پله اي دامنه تپه مجاور قرار دارد و عمارت آن در ميانه درياچه مصنوعي آب ساخته شده است.

اما به طور كلي باغها در دو دسته بستر زير قرار دارند:

- باغهاي احداث شده در بستري با شيب ملايم (باغهاي مسطح)

-  باغهاي احداثي در تپه ها و پاي كوهها (باغهاي پله اي)

 

چگونه يك اتاق را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهيم؟

مشکل کوچک‌بودن فضا مشکلی است که امروزه افراد زیادی با آن مواجه هستند به‌همین دلیل در‌خصوص حل این‌مشکل و مبارزه با آن مکررا صحبت کرده‌ایم و ایده‌هایی برای شما ارائه داده‌ایم، این مطالب آن‌قدر مهم هستند که تکرار و بیان مکرر آن‌ها خالی از‌ لطف نیست و گاهی نیز یادآوری و تاکید بر‌اهمیت آن‌ها لازم است.دراین مطلب نیز سعی داریم مهم‌ترین نکات را در‌این زمینه خیلی کوتاه برای‌تان مطرح سازیم.
۱٫ آینه‌هایی در سایز‌بزرگ بر دیوارها بیاویزید. این‌کار به‌طرز شگفت‌انگیزی سبب می‌شود تا اتاق بسیار بزرگ‌تر از آن‌چه هست جلوه کند. آویختن آینه‌های دکوری کوچک‌تر بردیوار نیز‌چنین تاثیری را دارند، هم‌چنین می‌تواند در گوشه‌های اتاق آینه را بر‌کف اتاق نصب کنید.
۲٫ همواره اتاق را مرتب و جمع‌ و ‌جور نگه‌ دارید و هرچیزی را پس از استفاده سریعا سرجای خود قرار‌دهید. شلوغ و ریخت و پاش بودن اتاق سبب می‌شود فضا گرفته و کوچک‌تر به‌نظر برسد.
۳٫ تنها وسایل را در اتاق قرار دهید که وجودشان لازم و ضروری است و از قرار‌دادن وسایل غیرضروری در فضای کوچک جدا بپرهیزید. هم‌چنین از ساده‌ترین و ظریف‌ترین نوع ممکن وسایل و اثاثیه در اتاق کوچک استفاده کنید و آن‌ها را دور اتاق بچینید نه وسط آن‌.

اتاق کوچک را بزرگ نشان دهید
اگر اتاق کوچکی در اختیار دارید، می توانید با استفاده از دکور مناسب ابعاد آنرا بزرگتر از حد واقعی جلوه دهید. در این بخش نکاتی را برای شما ذکر می کنیم که با به کار گیری آنها می توانید یک اتاق کوچک را بزرگتر جلوه دهید.
اگر از اتاق نسبت به فضای بیرونی دید وجود داشته باشد، این امر سبب می شود که اتاق بزرگتر جلوه کند. بنابراین سعی کنید برای اتاق خود پنجره هایی را در نظر بگیرید و فراموش نکنید که این پنجره ها هرچقدر بزرگتر باشند فضا بزرگتر جلوه می کند.

نکته بعدی که باید به آن توجه داشت رنگ فضای داخلی اتاق است. باید سعی کنید تا آنجایی که می توانید برای دیوارها و سقف از رنگ های روشن کمک بگیرید. با استفاده از رنگ خطای دید ایجاد کنید. خطای دید سبب بزرگ تر جلوه دادن اتاق می شود.

در انتخاب رنگ مناسب برای پنجره، درب و سایر موارد دقت کنید و رنگ آنها را دقیقاً مانند رنگ دیوارها انتخاب کنید. از شلوغی و درهم ریختگی در فضای داخلی به شدت اجتناب کنید و از وسایل زینتی کوچک با تعداد زیاد نیز استفاده نکنید. در هم ریختگی باعث می شود اتاق شما کوچکتر به نظر برسد و همچنین وسایل زینتی که بدون هیچ نظمی در گوشه و کنار اتاق قرار گرفته اند نیز سبب کوچکتر شدن فضا می شوند.

بهترین رنگی که می توانید برای سقف انتخاب کنید سفید است. هر چقدر سقف بلندتر به نظر برسد اتاق نیز بزرگتر جلوه می کند. رنگ سفید هم سبب می شود که سقف اتاق بلندتر به نظر برسد.

برای دکوراسیون اتاق از مبلمانی استفاده کنید که حجم و سایز آن به اندازه اتاق باشد. به عنوان مثال یک مبل راحتی بزرگ در یک اتاق کوچک فضای زیادی را اشغال می کند و سبب می شود حجم اصلی اتاق از بین برود. پنجره ها را نیز باید به سادگی بیارایید. بهتراست حتی الامکان از یک پرده ساده استفاده کنید. از نصب چند لایه پرده به همراه والان خودداری کنید.

نکته: آینه های قدی خطای دید را افزایش داده و به راحتی می توانند یک فضای کوچک را بزرگ جلوه دهند؛ پس استفاده از آینه در فضای کوچک را فراموش نکنید



روش هاي نوين كاهش شدت لرزه اي در ساختمان هاي بتني

چكيده:

در اين مقاله بررسي راهكارهاي كاهش شدت لرزه اي سازه(C) مورد توجه قرار گرفته است روش هاي متفاوتي براي كاهش نيروي لرزه اي وجود دارد كه از جمله آن ها كاهش وزن سازه مي باشد كه اين امر باعث كاهش نيروي لرزه اي وارد شده مي گردد. يكي ديگر از اين روش ها نصب جداگرها مي باشد. جداگرها با افزايش جابجايي سازه و كاهش شتاب لرزه اي نيروي زلزله را كاهش مي دهند همچنين نصب ميراگرها مي تواند همانند كمك فنرهاي ماشين با اتلاف انرژي و افزايش شكل پذيري تكانه زلزله را كاهش مي دهند. يكي از روش كاهش وزن ساختمان در سازه هاي بتني برداشتن كامل طبقات فوقاني ساختمان مي باشد كه هميشه باعث كاهش برش پايه نمي شود زيرا باعث كاهش ارتفاع سازه شده كه اين امر تغيير در دوره نوساني ساختمان مي گردد و مهندسان  حتما بايد به اين نكته توجه كنند. جداگر در تراز پي و زير ستون ها اجرا مي گردد و باعث افزايش جابجايي سازه ها مي گردد، ميراگرها همانند بادبند نصب مي گردد و نبايد مانعي براي حركت آن ها در زلزله مانند ديوارهاي صلب وجود نداشته باشد. در اين مقاله سعي شده تا خوانندگان با موضوع آشنا و استانداردهاي موجود در زمينه مطرح شود.

واژه هاي كليدي: جداگر، ميراگر، برش پايه، شدت لرزه اي

 

مقدمه:  

ميهن عزيز ما ايزان جزء كشورهاي زلزله خيز جهان محسوب مي شود. آشنايي با تغييرات روز دنيا در زمينه پيشرفت هاي تكنولوژي در كاهش شدت لرزه اي و سيستم ها جديد
سازه اي امري مهم و ضروري به نظر مي رسد؛ كه با توجه به اين امر از دستورالعمل
547-
FEMA مي توان بهره گيري كرد.روش هاي بهسازي لرزه اي درپروژه هاروش هايي مانند افزايش مقاومت، افزايش سختي، تقويت مقاطع و بهبود نحوه بارگذاركي سازه
مي باشد. روش هاي ديگري در كاهش نيروي لرزه اي در ساختمان ها وجود دارد، كه كمتر رايج هستند. در اين مقاله سه روش براي كاهش نيروي لرزه اي درساختمان ها كه
شامل :‌كاهش وزن موثر لرزه اي،‌جداگر هاي لرزه اي، و ميراگرهاي غير فعال مي باشد بررسي مي گردد. هر كدام از سه پارامتر يكي از عوامل شكل دهنده معادله ديفرانسيل ارتعاش سازه
mx+cx+kx=p(t) مي ياشد كه ارتعاش متاثر از آن است.  

روش كاهش وزن

كاهش وزن ساختمان باعث كاهش نيروي لرزه اي در ساختمان هاي موجود مي شود اما طراح بايد به اين مسئله توجه داشته باشد كه ارزيابي ديناميكي در اين روش قبل از اتخاذ طرح مقاوم سازي براي ساختمان محاسبه گردد. روش هايي كه مي توان در ساختمان احداث شده مورد استفاده قرارداد شامل جايگزين كردن ديوارهاي سنگين با ديوارهاي جدار نازك سبك، برداشتن بارهاي زنده دائمي سنگين،‌برداشتن كامل طبقات بالاي ساختمان مي باشد،‌در ساختمان بتني به دليل وزن زياد ساختمان مي توان چند طبقه بالاي ساختمان بطور كامل حذف كرد كه البته اين امر باعث كاهش فضاي مفيد در ساختمان مي شود.

روش كاهش وزن لرزه اي سازه باعث ايجاد عوامل ديگري نظير كاهش نيروي وارده شده به جوش هاي اتصالات و وصله ستون هاي در ساختمان اسكلت فلزي ، كاهش جابجايي طبقات، كاهش لنگر مقاوم واژگوني  سازه ،‌كاهش برش پايه مي شود،‌البته اين كاهش دقيقاً به نسبت كاهش وزن لرزه اي نمي باشد. براي مثال برداشتن طبقات بالايي ممكن است سازه را جزو ساختمان هاي كوتاه مرتبه قرار دهد كه اين امر منجر كاهش دوره نوساني سازه مي گردد.

تاثير كاهش دوره نوساني سازه( ) بيشتر از تاثير كاهش وزن لرزه اي در ساختمان ها مي باشد،‌كه اين امر ميزان برش پايه را در سازه افزايش مي دهد،‌در ساختمان هاي بلند بتني كه بيشترين وزن ساختمان در طبقات پايين متمركز است اين روش بسيار نيازمند تحليل ديناميكي سازه است. در مثال هاي نشان داده شده زير بررسي مي شود كه چگونه ممكن است كه برداشتن طبقات بالايي ساختمان كاهش عمده اي در محاسبه كاهش برش پايه نداشته باشد.سازه مورد بررسي قاب خمشي بتني بوده وبرش پايه براساس
(2005،
ASCE) 05-Ascev برآورده شده است. در مثال (شماره1) سازه بتني با ارتفاع و وزن طبقات معمولي،‌دوره نوساني تقريبي سازه محاسبه گرديد. مشاهده مي گردد كه برداشتن وزن طبقات بالاي ساختمان باعث كاهش برش شده است در مثال( شماره2) يك مدل مشابه سازه است كه داراي تمركز وزن در طبقات مي باشد. مشاهده مي گردد كه با ابرداشتن وزن طبقات بالاي برش پايه ساختمان در اثر كاهش ارتفاع و دوره نوسان ساختمان نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش يافته است.

همان طور كه در بالا مشاهده گرديد در روش كاهش وزن به وسيله برداشتن طبقات فوقاني ساختمان ها ،‌كه بيشتر  در سازه بتني مورد كابرد قرار مي گيرد بايد تمركز وزن ساختمان را در طبقات پايين را مورد توجه و بررسي قرار داد، زيراكاهش ارتفاع سازه باعث كاهش دوره نوسان ساختمان مي شود و اين امر مي توان حتي منجر به افزايش برش پايه گردد.

جداگرهاي لرزه اي

جداگرهاي لرزه اي شامل كل ابعاد ساختمان مي شود و نمي توان در بخشي از سازه آن ها را استفاده نمود زيرا اين عمل باعث ايجاد تفاوت در جابجايي دو بخش ساختمان مي گردند و در كاهش پريوده هاي لرزه اي و خسارات لرزه اي منتقل شده از زمين به ساختمان تاثير گذارند. استفاده از آن ها در طراحي هاي ساختمان جديد بسيار معمول شده است اما در آمريكا از آن ها براي تعداد متعددي ساختمان موجود جهت افزايش شكل پذيري به عنوان راهبرد كليدي در طراحي پروژه هاي مقاوم سازي به كار مي رود.

انواع جداگرها شامل مفصل انعطاف پذير (لاستيكي) و مفصل لغزنده مي شود. مفصل انعطاف پذير خود به انواع مختلف شامل كاهنده لاستيكي بلند(high damped rubber) كاهنده لاستيكي كوتاه(damped rubber  low ) تقسيم بندي مي گردد. كاهنده هاي نوساني غالبا جزئي از سيستم جداگرها هستند كه جابجايي را محدود مي كنند. در شكل(شماره3و4) تعدادي از كاهنده ها ديده مي شود. باز دوره نوساني در سازه هايي كه از جداگر استفاده شده است به دليل كاربرد اين جداگرها 2تا4ثانيه تخمين زده مي شود. همين طور در ساختمان هايي كه بر روي خاك هاي خيلي ضعيف يا ساختمان خيلي بلندمرتبه مي باشد و انعطاف پذيري ممكن است مقدور نباشد استفاده از جداگر مي تواند بسيار سودمند باشد. استفاده از جداگر لرزه اي معمولا راهكار مقاوم سازي بسيار گران قيمتي است. اين راه حل اصولا در آمريكا براي ساختمان هاي معروف و مهم استفاده مي شود. جابجايي جداگرها بيشتر در طبقات بالا  مشخص مي شود، اما در ناحيه خطر پذيري زياد توانايي زلزله براي جابجايي گاهي اوقات  تا 75 ميلي متر و يا بيشتر مي رسد به همين دليل حذف هر مانعي در نزديكي سازه كه در زمان پاسخ لرزه اي سازه مانع حركت رفت و برگشتي ( حركت پاندولي) شود ضروري است(شكل شماره5).

با توجه ببه نوع مفصل جداگرها و افزايش جابجايي ساختمان در هنگام وقوع زمين لرزه ايجاد درز انقطاع در اطراف سازه براي همسازي با جابجايي سازه است ضروري است. درز انقطاع بايد پايين تر از صفحه جداگر ايجاد گردد. قسمت هاي بالاي دررز انقطاع مي توان به منظور زيبايي و يا مسائل امنيتي با مصالح انعطاف پذير پوشاند.

در آسمان خراش ها كه در آنها از آسانسورهاي بسيار بزرگ استفاده مي گردد، نمي توان بدون در نظر گرفتن جزييات خاص آن ها را از صفحه تراز جداگر عبور داد. تاسيسات مكانيكي و برقي اين ساختمان ها نياز به توانايي تطبيق با جابجايي جداگر دارد و بايد از اتصالات انعطاف پذير در آن ها استفاده كرد؛ پي هائي كه كه در زير جداگر وجود دارد بايد توانايي گرفتن نيرو و رساندن آن به جداگر را داشته باشند، ‌صفحه و اتصالاتي كه در بالاي جداگر وجود دارد بايد توانايي اين كه نيرو را به خوبي به جداگر برگرداند و در مقابل ممان ايجاد شده مقاومت كنند داشته باشد. تمامي اين اجزا هزينه ساختمان هاي داراي جداگر را افزايش مي دهد.

در طراحي و محاسبه بايد دقت كرد كه ساختمان هاي داراي جداگر جابجايي بسيار
گسترده تري نسبت به سازه هاي با پايه هاي ثابت دارند. در تحليل تاريخچه زماني اين
سازه ها بايد حتماً‌تمام جداگرها غير خطي مدل شود. در اين روش مشخصات مصالح بايد مطابق با جزييات كارخانه سازنده و گزارش آزمايشگاهي شامل موارد مختلف: آزمايش بارگذاري،‌حرارت،‌سرعت،‌خوردگي،‌كهنگي و ساير تاثيرات بايد در نظر گرفته شود. آزمايش براي اينكه مشخصاتي كه شركت سازنده بيان مي كند و حصول اطمينان پيدا كردن از اين كه مشخصات عضو كاملا صحيح است ضروري است. محل نصب جداگرها در طراحي بسيار تعيين كننده است آن ها معمولا نزديك به پي ساختمان هستند ولي نمونه هاي از جداگر وجود دارد كه در بالاي ستون و زير سقف هاي سنگين نصب مي شود تا نيرو وارده به ستون را كاهش دهد. پي و جداگر ، هر دو در يك تراز اجرا مي گردد،‌اما بيشترين كاربرد آن ها در پي ساختمان و يا زير پي ساختمان استفاده مي شوند و بعضي ديگر پي اضافي در محل خود دارند. انواع مختلف جداگر داراي اجزاي با اندازه هاي مختلف هستند و لوازمي براي انتقال لنگر دارند. در جداگر مفصل لاستيكي، لنگرهاي
p-delta را به خود گرفته و نصف آن را به پايين و نصف آن را به بالا انتقال مي دهد. در سيستم قديمي آونگ اصطكاكي، تمام لنگرهايp-delta به بال يا پايين انتقال پيدا مي كند كه اين امر بستگي به جهت تقعر دارد چگونگي مقاومت در برابر لنگرها مي تواند منجر به انتخاب نوع خاصي از جداگرها شود.

 در جداگر های مفصل لاستیکی به علت این که لاستیک سختی پایین دارند مقاومت کمتری در مقابل نیروی کششی از خود نشان می دهد، همچنین جداگرهای دارای هسته سربی در کشش دارای محدودیت زیادی هستند. با وجود این که نوع جدید جداگرهای مفصل لغزشی که بتوانند مقداری در مقابل کشش مقاومت کنند به تازگی وارد بازار شده است ، اما تعدا زیادی از مهندسان درباره کشش زیر مفصل لغزشی نگران هستند. در نتیجه در طراحی ساختمان غالبا قصد دارند تا کشش در مفصل ها به کمترین میزان ممکن برسد. وقتی یک ساختمان دارای جداگر ساخته می شود ستون ها و دیگر اجزا ساختمان باید دقیقا در بالای جداگر نصب گردد و در ساختمان های موجود طبقات فوقانی کاملا در جای خود هستند یک راه کلیدی، انتقال بار مرده به وسیله شمع در ساختمان و بریدن زیر ستون های آزاد شده است، اجرای یک پی جدید و یک صفحه افقی جدید بر روی جداگر نصب شده تا انتقال بار سازه به جداگرها مقدور شود و سپس شمع ها برداشته می شود.

میراگرهای غیر فعال یا اتلاف کننده های انرژی  

اضافه کردن میراگرها مانند جداگرهای لرزه ای راهبرد نسبتا غیر معمولی برای بهسازی لرزه ای تلقی می شود اضافه شدن میراگرها باعث  کاهش جابجایی کلی سازه و شتاب پاسخ و تغییر مکان جانبی طبقات داخلی منجر می شود .

میراگرها شامل قسمت جامد و مایع ویسکوز می باشند. در آن ها تجهیزات دیگری شامل آلیاژ کره ای شکل، فنر اصطکاکی و تجهیزات مایع برگشت پذیر کاهنده نیرو نصب می شود در شکل(شماره6) نمونه ای از این میراگرها نشان داده شده است. تعداد زیادی از مهندسان بر این باورند که اضافه کردن میراگرها بیشتر مربوط به افزایش شکل پذیری ساختمان در قاب خمشی فولادی و بتنی می شود میراگرها باید برای جابجای زیاد تطبیق داده شده باشند.

پژوهش های گسترده و تکمیلی در نحوه طراحی این چنین ساختمان هایی با وسایل میراکننده انرژی انجام داده شده است که شامل طراحی مختلف و مثال های از بهسازی لرزه ای با استفاده از میراگرهای غیرفعال بود. اضافه کردن میراگر بسیار شبیه اضافه کردن بادبند است و در نتیجه بر معماری ساختمان تاثیرگذار است. بعضی از میراگرها به سازه اضافه می شود که این امر باعث تصحیح طراحی می شود میراگرهای سازه ای زیادی در بازار در دسترس است. مشخصات مصالح، آزمایشات انجام شده، محدودیت ها و جزییات اجرایی همانند اجزا جداگرهای لرزه ای به نوع محصول استناد می شود. تمامی میراگرهای معمولا در ابتدای طراحی انتخاب می شوند زیرا محاسبه و جزییات عمدتا با نوع دیگر میراگرها تفاوت دارد.

نتیجه گیری

هر یک از روش های ارائه شده دارای مزایا و محدودیت هائی می باشد که طراح با توجه به امکانات موجود این روش ها به تنهایی و یا تلفیقی از این چند  روش برای ساختمان در نظر می گیرد. همچنین استفاده از میراگرها و جداگرها می تواند در هنگام زلزله کمک زیادی به سازه کند اما   دقت در نحوه طراحی و مدل کردن آن ها به صورت رغیر خطی امری مهم است و با توجه به تنوع این ابزارها در بازار باید انواع آزمایش کشش و ... برای بررسی صحت آن چه که در مشخصات فنی شرکت سازنده نوشته انجام گیرد.

 

 



نظرات

برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:







مطالب مرتبط
پنل کاربری
نام کاربری
رمز عبور
عضویت سریع
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
درباره ی سایت
بزرگ ترین وب سایت تخصصی ارایه دهنده مطالب و فایل های معماری این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد .